📌محمدرضا عالی‌پیام، شاعر زندانی به دلیل عارضه قلبی از زندان رجایی شهر به بیمارستان منتقل شد

🗓شنبه 6 دی 94

🗞دیروز ششم دی ماه هزار و سیصد و نود و چهار، ساعت سه بعد از ظهر طی یک تماس تلفنی به خانواده ی آقای عالی پیام خبر داده شد که پدرشان، سید محمدرضا عالی پیام به دلیل نارسایی خون به قلب و تشنج مغزی از زندان رجایی شهر به اورژانس بیمارستان امام خمینی منتقل شده است. آنها سریعن خود را به بیمارستان رسانده اند، آقای عالی پیام را به بخش اورژانس برده بودند. هنگامی که خانواده ی ایشان به بیمارستان رسیدند آقای عالی پیام گفتند: «سه ساعت است که با این حال مریض و با دستبند و پابند در راهرو منتظرم و بعد از چند ساعت معطلی هنوز یک دکتر بالای سر من نیامده و حتا اجازه ی تماس با شما را به من نمی دادند و مخفیانه از یکی از همراهان مریضهای دیگر خواستم شما را خبر کند اما اینجا ظاهرن همه چیز مهم است جز وضعیت بیماران.» خانواده ی ایشان سریعن با دکتر بخش اورژانس وارد صحبت شده و خواستار رسیدگی به وضعیت ایشان شده اند و به پزشک بخش اورژانس خانم دکتر ش.حیدری گفته اند: «ایشان قبلن هم سابقه ی بستری به دلیل بیماری صرع و حملات قلبی و مغزی را داشته اند و حاضریم تمام هزینه های بیمارستان را متقبل شویم اما لطفن به وضعیت ایشان رسیدگی کنید. ایشان شاعر منتقد و طنز پرداز هستند و در آن زندان خراب شده هم که امکانات پزشکی نیست، لطفن تا صحت و سلامتی کامل را به دست نیاورند ترخیصشان نکنید». و دکتر بخش در جواب فرمودند:»من پزشکم و چیزی از سیاست حالیم نیست. دکتر که سیاسی نمی شود، اگر مادر من هم بگوید ایشان را بستری کن نمی کنم» و بعد در جواب خانواده ی ایشان که گفته اند: «اگر قضیه جدی نبود که ایشان را از کرج به تهران نمی آوردند. بعد از چهار ساعت که ایشان بر روی تخت در راهروهای سرد بیمارستان سرگردان است هنوز یک پزشک ایشان را ویزیت نکرده است چطور تشخیص به عدم احتیاج به بستری شدن می دهید؟ فقط چون زندانی است؟ لااقل یک ویزیت ساده هم نمی کنید؟» اما با بی توجهی پرسنل باز هم به حال ایشان رسیدگی نشده.
در هر حال ایشان را تا ساعت هفت و نیم بر روی تخت و با سرم در دست هایش که آن سرم را هم در بهداری زندان به ایشان زده بودند، در راهروی بیمارستان رها کرده اند در حالی که دو ساعت تمام منتظر پزشکی بوده اند که سرم تمام شده را از دستشان باز کند.
بعد از گذشت هفت ساعت انتظار بیهوده از ساعت دوازده ظهر تا هفت بعد از ظهر، در حالی که هیچگونه اقدامی توسط پزشکان و کادر بیمارستان جهت بهبود بخشی به ایشان صورت نگرفته است و فقط سرمای ناشی از هفت ساعت حضور در راهروی سرد بیمارستان نصیب ایشان شده، و تنها ارمغان بیمارستان یک دستشویی رفتن بوده است که آن هم با داد و دعوای خودشان بخاطر اینکه دستشان با دستبند به تخت بسته بود و کلید دستبند پیش پاسیار بود که معلوم نبوده کجاست تا دستبند و پابند را باز کنند که بتواند به دستشویی برود، پاسیار بعد از یک ساعت پیدایش شده و بعد از آن، آقای عالی پیام به درخواست خودش، تقاضای ترخیص کرده و گفت: «همان زندان شرف دارد به بیمارستانی که هفت ساعت تمام در راهروهایش بر روی تخت رها شده ام و جز بی اهمیتی پرسنل چیزی نصیبم نشده است»
و بعد ساعت هفت و نیم بعدازظهر با همان حال، مجددن از بیمارستان امام خمینی تهران به زندان رجایی شهر برگشتند

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

🔗 https://telegram.me/mrhalloo

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s