ماجرای مش صفر و عباسقلی

British_Embassy_Storming_08

با درود به عزیز نسین

 

مش صفر خواست رود شهر به همراه موتور
گفت همسایه اش عباس: «مرا نیز ببر»
مش صفر گفت به عباس: چه مانع دارد؟
گیوه را ور بکش و ترک موتور زود بپر

وسط راه در این سوی و در آن سوی مسیر
سر به سر سبزه و گل بود و علف در همه جا
گاوها نیز علف خورده و آب و جو و کاه
بین گل ها پهن تازه ی خود کرده رها

آن میان شوخ مزاجی صفر هم گل کرد
ترمزی کرد و به عباس رفیق خود، گفت:
اگر از این پهن گاو دو دانه بخوری
این موتور را بدهم مال تو مجانی و مفت

شوخی مش صفر مرده ننه جدی شد
پهن و خوردن عباسقلی، دیگر هیچ
آروغی هم زد و گفت: ای صفر الوعده وفا
برو ترک موتور و یالا بده کارت و سوییچ

حین برگشتن از شهر سوی آبادی
مش صفر نادم از این شوخی بی مزه ی خود
گفت با خویش عجب کار بدی کردم من
شوخی ای بود، ولیکن خرکی جدی شد

بشنو عباس هم از کار خودش نادم بود
که اگر با موتور او برسم آبادی
همه گویند: «مبارک موتور» عباسقلی
پول این را که خریدی، به چه صورت دادی؟

چه بگویم؟ که بگویم پهنی خوردم من؟
آبرویم برود پیش در و همسایه؟
شوم انگشت نمای همه ی اهل دهات
همه گویند به من بی خرد بی مایه

توی این فکر که ناگه پهنی دید به راه
گفت: مشتی اگر این را بخوری با لذت
پیش من جایزه داری، تو بگو جایزه چیست؟
جایزه اینکه به جان تو موتور مال خودت

خورد از نو موتور خویش گرفت و می گفت:
با خودش دم به دم این جمله و می کرد حساب
اول صبح موتور از تو و حالا هم هم
این چه گه بود که خوردی پسر کله خراب؟

گر چه این قصه قدیمی است، ولی باید گفت
دوستان ربط ندارد ابدن این چامه
به یُورش بر در و دیوار بریتانی ها
بعد هم بازگشایی سفارت خانه
بُگذر از قافیه هالو، سخنم نوش بکن
سینه بگشا و سپس شعر مرا توش بکن

محمدرضاعالی پیام – هالو

 

 

تاکسی

DSC04053

 

صبح هشت صبح..در هر چارراه

ملتی در جست و جوی تاکسی

تا شود از دور پیدا، صد نفر

مرد و زن حمله به سوی تاکسی

آن که اول تر رسید و شد سوار

پاچه خوار و مدح گوی تاکسی

آن که جا ماند و سرش شد بی کلاه

فاش گوید: مرده شوی تاکسی

آن قدر بحث سیاسی می کنند

مردم علاف توی تاکسی

که سیاست هم گرفته خود به خود

از بن و از بیخ بوی تاکسی

یک مسافر دستبند سبز داشت

سرنشین فتنه جوی تاکسی

یک کسی می گفت انرژی هسته ای ست

باعث این های و هوی تاکسی

من شنیدم توی اجلاس وین

بوده یک سر گفت و گوی تاکسی

یک نفر می گفت از قول ظریف

ماجرا بسته به موی تاکسی

زیر و بالای گروه پنج و یک

شد گره با آبروی تاکسی

چون که تحریم و تورم بی گمان

سایه اش افتاده روی تاکسی

آنقدر نرخ کرایه شد گران

که موتور هم شد هووی تاکسی

شوفری می گفت کل دخل را

می تپاند در گلوی تاکسی

دلکو و ساسات و رینگ و پیستون

کارواش و شست و شوی تاکسی

جای شعر و صد هنر هالوی دهر

داشت عمری آرزوی تاکسی

محمدرضا عالی پیام – هالو

ناوبری نوشته ← نوشته‌های پیشین «دو کلمه حرف حساب» را تاب بياوريد! درخواست جمعی از شاعران، نويسندگان و طنزپردازان برای آزادی فوری محمدرضا عالی‌پيام (هالو)

11174874_675342459278132_2901636099937362913_n

محمدرضا عالی‌پيام (متخلص به هالو)، شاعر‌ی‌ست که قلم‌اش را به طنز و در نقدِ هر آنچه بر حق نباشد می‌چرخاند؛ چرا که رسالت شعر آنجا که با چاشنی طنز همراه می‌شود همين است که انعکاس‌دهنده‌ی حقايق اجتماعی باشد و به جای خود، منتقد و معترض نسبت به ناملايماتی که بر جامعه‌‌اش رفته است. در عين حال، بايد توجه داشت که نقد هيچ‌گاه با نیّتِ خصومت نوشته نمی‌شود بلکه رسالتِ نقد در هر جامعه‌ای، حل مشکلات و بهبود اوضاع آن جامعه بوده و است و جز اين نيست که شاعر و طنزنويسی که به نقد دست به قلم می‌برد از آنجا که به دنبال اصلاحِ اوضاعِ مشکل‌آفرين است، حتی برای ظالمان زمانه‌‌اش نيز در قلب خود جايی دارد چرا که می‌خواهد با بازگو کردنِ مشکلات جامعه به طنز و به شيوه‌ای هنرمندانه، بر اذهان آنانی که خود بانی مشکلات بوده‌اند نيز تاثيری بگذارد مگر که چاره‌ای بيانديشند.

http://news.gooya.com/politics/archives/2015/08/200708.php
جامعه‌ای آگاه چون جامعه‌ی ايرانی که در دهه‌های اخير، مدنيت را سرلوحه و هدف قرار داده است، بايد نشان دهد که برای شعر، طنز و هنر اجتماعی هر چند هم که تلخ و گزنده باشد، نيوشا و پذيرنده است چرا که قدر مسلّم است که می‌داند دست‌يابی به جامعه‌‌ای مدنی در هيچ سرزمينی بدون افزايشِ قدرتِ تحمل و مدارا و شنونده بودن در مقابل نقد امکان‌پذير نبوده است.

حال می‌شنويم که محمدرضا عالی‌پيام در حالی‌که برای دومين بار به جُرمِ سرودن يکی از اشعار طنزش، دوران حبس‌ِ خود را – البته اين بار تحتِ شرايط غير انسانی‌ترِ زندان رجايی شهر و نه در اوين – می‌گذراند، در پی وخامت حالش پيروِ ده روز اعتصاب غذا و اعتصابِ دارو به بيمارستان انتقال يافته است.

اين شاعر و هجده تن از زندانيان عقيدتی- سياسیِ زندان رجايی شهر، در اعتراض به موضوع عدم تفکيک زندانيان دست به اعتصاب غذا زده بودند و خواستار تفکيک خود از زندانيان جرايم سنگين بودند.

شاعران، نويسندگان و طنزپردازانِ امضاکننده‌ی اين متن از آنجا که به الگوی جامعه‌ی مدنی باور دارند و آزادی بيان و حمايت از هم‌صنف را از ملزوماتِ دست‌يابی به آن می‌دانند، بدين‌وسيله نگرانی خود را نسبت به وضعيت سلامتی محمدرضا عالی‌پيام ابراز کرده و خواهان آزادی فوری و بی قيد و شرطِ اين شاعر و هنرمندِ طنزنويس‌اند.

امضاکنندگان اين متن ضمن ابراز اميدواری درباره‌ی احتمالِ حلِ برخی مشکلات اقتصادی جامعه به دليل لغو تحريم‌های بين‌المللی، بر اين باور خود پافشاری می‌ورزند که حل باقی مشکلات اين سرزمين بدون فرصتِ بروز دادن به نقد و طنز اجتماعی– سياسی يا همان‌گونه که زنده‌ياد کيومرث صابری فومنی (گل آقا) بر آن نام نهاده بود «دو کلمه حرف حساب»، امکان تحقق نخواهد يافت.

امضاکنندگان:
بکتاش آبتين
عليرضا آدينه
شبنم آذر
شکوفه آذر
آريا آرام‌نژاد
سعيد آرمات
وحيد آقاجانی
علی آموخته نژاد
هادی ابراهيمی رودبارکی
علی اسداللهی
فرشيده اسدی
شهلا اسماعيل‌زاده
فرهاد اکبرزاده
رضا اکوانيان
دلشاد امامی
اميرحسين اميربهزادی
آسيه امينی
خالد بايزيدی
سليمان بايزيدی
کيانا برومند
آزاده بشارتی
نسيم بنی کمالی
عليرضا بهنام
فتح‌الله بی‌نياز
شهرنوش پارسی‌پور
منيره پرورش
فرازمهر پورافرا
فرامرز پورنوروز
امير پوريا مهری
هادی ترابی
اردوان تراکمه
رؤيا تفتی
نيما تقوی
علی ثباتی
سپيده جديری
مهری جعفری
ناما جعفری
رحمان چوپانی
بنفشه حجازی
باران حجتی
محمدعلی حسنلو
اوختای حسينی
سميه حسينی
فرهاد حيدری گوران
رضا حيرانی
پويا خازنی اسکويی
مينا خازنی اسکويی
سارا خليلی جهرمی
بابک خوشجان
ساناز داوودزاده‌فر
روزبه دُرنشان
آزاده دواچی
نعيمه دوستدار
بابک ذاکری
محمد ذوالفقاری
مريم رئيس‌دانا
حامد رحمتی
سهراب رحيمی
عليرضا رضايی
عليرضا روشن
ريحان ريحانی
حسن زرهی
شراگيم زند
سيامند زندی
ماندانا زنديان
ميثم سراج
قارن سوادکوهی
روناک شاه محمدی
محمد شعبانی
سيد رضا شکراللهی
منا شکرريز
فاطمه شمس
رضا شنطيا
شاهين شيرزادی
غلامرضا صراف
فرزاد طبائی
عليرضا عباسی
علی عبدالرضايی
حسين عبدالوند
مريم عبدی
ناهيد عرجونی
هومن عزيزی
ياسر عزيزی
شاديار عمرانی
آيدا عميدی
ماهرخ غلامحسين‌پور
حسين فاضلی
حسين مارتين فاضلی (نانام)
ابوالقاسم فرهنگ
نگين فرهود
کيانوش فريد
ساسان فريدی‌فر
مهرداد فلاح
جواد قاسمی
فريد قدمی
علی قنبری
فرزانه قوامی
ساسان قهرمان
ساموئل کابلی
ميلاد کاميابيان
مهتاب کرانشه
علی کريمی کلايه
سعيده کشاورزی
الهام گردی
ساقی لقائی
رباب محب
سعيد محمدحسنی
محمد محمدعلی
شيدا محمدی
داريوش محمدی مجد
نسرين مدنی
رئوف مرادی
غزال مرادی
محمدحسن مرتجا
داود مرزآرا
مرتضی مشتاقی
داريوش معمار
سيد مهدی موسوی
مزدک موسوی
مرضيه مهاجر
محمد مهدی پور
مؤدب ميرعلايی
آرش نصرت‌اللهی
محمد نعامی پوران
امير نعمتی
سعيد نعمتی پور
علی نگهبان
علی‌رضا نوری
نيما ‌نيا
مازيار نيستانی
مهدی وزيربانی
مريم هوله