پیام هالو در پنجشنبه سیاه 350 اوین


آن کس که شبیه گربه ای مستاصل
چنگال نشان می‌دهد از وحشت خویش
معلوم شود رسیده در آخر خط
مانند غریق چنگ در شاخ حشیش
عالی پیام (هالو)
واقعن راست گفته اند که « الغریق یتشبث بکل حشیش». ادمی که در حال غرق شدن و نابودی است به هر خاشاکی آویزان می شود.
تعویض عکس پروفایلمان به مدت یک هفته، حداقل اعتراضی است که می توانیم به ضرب و شتم زندانیان بند 350 اوین داشته باشیم.

 

نقد هالو بر پایتخت

راستش را بخواهید در طول سه سال گذشته فقط سه بار پای تلوزیون آقای ضرغامی نشستم. یک بار برای دیدن سریال پایخت یک، دوم برای دیدن سریال پایتخت دو و سومی برای دیدن پایتخت سه.
سیروس مقدم و کارهایش را دوست دارم و او را فیلمسازی موفق و هوشیار می دانم. کاگردانی متفاوت با آثاری متفاوت. اما هیچ کدام این ها باعث نمی شود تا مراتب افسوس خودم را از اثری به نام پایتخت سه اعلام نکنم.
هر چند بسیار مشتاق به نقد فنی این سریال هستم، از پس رفتن قدرت و استحکام فیلمنامه در هر یک از این دو سریال که سال به سال ضعیف تر و آبکی تر می شود (فیلمنامه پایتخت یک به تمام معنا نمره قبولی می گرفت) تا وقایع فرعی که در خدمت وقایع اصلی نیست و فقط برای آب بستن به تایم کار است تا …..
ولی آنچه که الان بیش از نقد فنی فیلم لازم است ذکر کنم این که: سیروس عزیز، تو دیگه چرا؟ این همه تبلیغ و توجیه «دروغ» در مملکتی که دروغ نهادینه شده و هیچ امری جز به دروغ پیش نمی رود.
سیروس عزیز، به اندازه کافی در 24 ساعت شبانروز از این آنتن دروغ تحویل مردم می شود. دیگه تو برنامه تو چرا؟ از ب بسم الله که سریال شروع شد با دروغ نقی به فریبا که « نه . . . گوساله عوض نشده . . .» دروغ شروع شد تا دروغ زن به شوهر، شوهر به زن، برادر به خواهر، خواهر به برادر، پسرخاله به پسر خاله، والدین به بچه ها، برادر زن به داماد، همسایه به همسایه . . .
سیروس عزیز، واقعن یک بار فکر کردی پیام این فیلم چه بود؟ غیر از توجیه دروغ و دروغگویی؟ دروغ بگو تا مشکلت حل شود، دروغ بگو تا طرف ناراحت نشود، دروغ بگو تا سورپریز شوند، دروغ بگو تا مردم بخندند، تا یک سریال ساخته شود، تا قبح دروغ برای دروغ های بزرگ تری که مدام به خوردمان می دهند از بین برود
راستش با وارد شدن دختر چینی به قصه، با خود می گفتم : خب حالا این دختر که با فرهنگ ایرانی و نقشی که امروزه دروغ در زندگی ما دارد آشنا نیست، حالا معترض می شود و با رفتار و گفتارش این عیب بزرگ اجتماعی را به بیننده منتقل می کند. ولی افسوس، این قهرمانان شما بودند که دروغ را به او نیز آموختند و فیلم پس از 13 قسمت، با دروغ بزرگ این شخصیت پایان یافت و بر این درس شما صحه گذاشت که:
دروغ اگر مصلحتی باشد عیبی ندارد، اگر مجبور باشی عیبی ندارد، اگر برای خنده باشد عیبی ندارد، اصلن دروغ بگو تا کامروا باشی.
عالی پیام – هالو
نگاره: ‏راستش را بخواهید در طول سه سال گذشته فقط سه بار پای تلوزیون آقای ضرغامی نشستم. یک بار برای دیدن سریال پایخت یک، دوم برای دیدن سریال پایتخت دو و سومی برای دیدن پایتخت سه.
سیروس مقدم و کارهایش را دوست دارم و او را فیلمسازی موفق و هوشیار می دانم. کاگردانی متفاوت با آثاری متفاوت. اما هیچ کدام این ها باعث نمی شود تا مراتب افسوس خودم را از اثری به نام پایتخت سه اعلام نکنم.
هر چند بسیار مشتاق به نقد فنی این سریال هستم، از پس رفتن قدرت و استحکام فیلمنامه در هر یک از این دو سریال که سال به سال ضعیف تر و آبکی تر می شود (فیلمنامه پایتخت یک به تمام معنا نمره قبولی می گرفت) تا وقایع فرعی که در خدمت وقایع اصلی نیست و فقط برای آب بستن به تایم کار است تا .....
ولی آنچه که الان بیش از نقد فنی فیلم لازم است ذکر کنم این که: سیروس عزیز، تو دیگه چرا؟ این همه تبلیغ و توجیه «دروغ» در مملکتی که دروغ نهادینه شده و هیچ امری جز به دروغ پیش نمی رود.  
سیروس عزیز، به اندازه کافی در 24 ساعت شبانروز از این آنتن دروغ تحویل مردم می شود. دیگه تو برنامه تو چرا؟ از ب بسم الله که سریال شروع شد با دروغ نقی به فریبا که « نه . . . گوساله عوض نشده . . .» دروغ شروع شد تا دروغ زن به شوهر، شوهر به زن، برادر به خواهر، خواهر به برادر، پسرخاله به پسر خاله، والدین به بچه ها، برادر زن به داماد، همسایه به همسایه . . . 
سیروس عزیز، واقعن یک بار فکر کردی پیام این فیلم چه بود؟ غیر از توجیه دروغ و دروغگویی؟ دروغ بگو تا مشکلت حل شود، دروغ بگو تا طرف ناراحت نشود، دروغ بگو تا سورپریز شوند، دروغ بگو تا مردم بخندند، تا یک سریال ساخته شود، تا قبح دروغ برای دروغ های بزرگ تری که مدام به خوردمان می دهند از بین برود
راستش با وارد شدن دختر چینی به قصه، با خود می گفتم : خب حالا این دختر که با فرهنگ ایرانی و نقشی که امروزه دروغ در زندگی ما دارد آشنا نیست، حالا معترض می شود و با رفتار و گفتارش این عیب بزرگ اجتماعی را به بیننده منتقل می کند. ولی افسوس، این قهرمانان شما بودند که دروغ را به او نیز آموختند و فیلم پس از 13 قسمت، با دروغ بزرگ این شخصیت پایان یافت و بر این درس شما صحه گذاشت که:
دروغ اگر مصلحتی باشد عیبی ندارد، اگر مجبور باشی عیبی ندارد، اگر برای خنده باشد عیبی ندارد، اصلن دروغ بگو تا کامروا باشی.‏