کلیپ69افاضات آقای هالو – دوبیتی های محرمی

یاد تو حسین، مایه ی تسکین است خون تو پناه و پشت بان دین است تلخ است اگر یاد مصیب هایت آقا شله زرد تو چقد شیرین است یاد تو دوای درد و امراض بدن نام تو شفای رنج و آلام و محن با بودن تو حسین جان دکترها بایست برن جلو همه بوق بزنن پشت همه ی لشگر خونخوار یزید با این علم بیست و سه تیغه لرزید ده تیغ دگر بر آن علم افزودیم تا کور شود هر آن که نتواند دید آن کس که به کفر و معصیت چالاک است در خوردن مال مردمان بی باک است از قول من اش بگو بیا هیئت ما یک روز بزن سینه تمامش پاک است گویند حسین پاک تا داشت نفس جنگید علیه شهوت و ظلم و هوس ما را چه به رمز و راز این کار بزرگ عشق است همین دو روز تعطیلی و بس ده روز محرم که حسین است به پا هر دم بزنید بر سر و شانه ی خود در روز دهم که کشته شد، آسوده ای نوحه گران، نخود نخود خانه ی خود تو نمی دانی چه با من کرده ای عالمی را غرق شیون کرده ای گر چه خود کشته شدی با حال زار نان مان را توی روغن کرده ای ما درون خیمه سینه می زنیم اصفهان تا میمه سینه می زنیم کربلا و ماتم آن جای خود ما برای قیمه سینه می زنیم برای عزایت همه آمدیم نه تنها که یک عالمه آمدیم به پشت خیامت حسین عزیز سیه پوش با قابلمه آمدیم

یکی از آشنایان، از آن ها که در طول سال هزار غلط پخته و نپخته مرتکب می شوند و آن وقت ماه محرم تکیه می زنند و مدعی خون حسین می گردند، از من برای شرکت در هیئتش دعوت کرد.
از آن جا که آدم موجهی نبود، دعوتش را رد کردم. این را به حساب شقاوت و بی دینی من گذاشت و بر سبیل امر به معروف دو بیت زیر را برایم پیامک زد:
سعی کن که غرور خونه خرابت نکنه / غافل از واقعه روز حسابت نکنه
ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی/ آن چنان باش که ارباب جوابت نکنه
در پاسخش نوشتم:
بپا که حسین کله پایت نکند / ما بین یزید و شمر جایت نکند
یک عمر تمام واحسینا کردی / کاری نکنی که او صدایت نکند
پس از آن چند رباعی و دو بیتی در من جوشید که عده ای را خوش آمد و عده ای هم به تکفیر برخواستند که: سید، خجالت بکش، قباحت هم حدی داره،…

یاد تو حسین، مایه ی تسکین است
خون تو پناه و پشت بان دین است
تلخ است اگر یاد مصیب هایت
آقا شله زرد تو چقد شیرین است

یاد تو دوای درد و امراض بدن
نام تو شفای رنج و آلام و محن
با بودن تو حسین جان دکترها
بایست برن جلو همه بوق بزنن

پشت همه ی لشگر خونخوار یزید
با این علم بیست و سه تیغه لرزید
ده تیغ دگر بر آن علم افزودیم
تا کور شود هر آن که نتواند دید

آن کس که به کفر و معصیت چالاک است
در خوردن مال مردمان بی باک است
از قول من اش بگو بیا هیئت ما
یک روز بزن سینه تمامش پاک است

گویند حسین پاک تا داشت نفس
جنگید علیه شهوت و ظلم و هوس
ما را چه به رمز و راز این کار بزرگ
عشق است همین دو روز تعطیلی و بس

ده روز محرم که حسین است به پا
هر دم بزنید بر سر و شانه ی خود
در روز دهم که کشته شد، آسوده
ای نوحه گران، نخود نخود خانه ی خود

تو نمی دانی چه با من کرده ای
عالمی را غرق شیون کرده ای
گر چه خود کشته شدی با حال زار
نان مان را توی روغن کرده ای

ما درون خیمه سینه می زنیم
اصفهان تا میمه سینه می زنیم
کربلا و ماتم آن جای خود
ما برای قیمه سینه می زنیم

برای عزایت همه آمدیم
نه تنها که یک عالمه آمدیم
به پشت خیامت حسین عزیز
سیه پوش با قابلمه آمدیم

لینک دنلود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s