چاپ دیوان

با هزار اميد و آرزو ، نهصد روز تموم، هشتصد تا كتابخونه رو زير پا گذاشتم و هفتصد تا ديوان شعر رو زير و رو كردم ، تا تونستم ششصد تا غزل سر هم كنم. بعد از پونصد دفه بازنويسى، دونه اى چهارصد تومن دادم تايپش كردن و سيصد تومن پول غلط گيرى تا بالاخره بعد دويست روز رفت ارشاد براى چاپ. بعد از صد و پنجاه روز دوندگى، صد و چهل تا از شعرها رو حذف كردن و صد و سى تا شو اصلاحى دادن و صد و بيست تاش گم شد تا بالاخره بعد صد و ده تا واسطه تراشيدن و صد تا پارتى جور كردن، بعد از نود روز هشتاد تاشو اجازه دادن كه هفتاد نسخه از روش چاپ بشه و شصت تومن قيمت بخوره . بعد از پنجاه روز كه چاپ شد ، چهل تاشو ناشر برداشت بابت هزينه ی چاپ و سى تاى ديگه شو داد به خودم و قول گرفت دونه اى بيست تومن بيشتر نفروشم. منم ده تا شو تو نه تا انجمن ادبى بردم كه دونه اى هشت تومن آب كنم . بعد از هفت جلسه كه هر دفه شش بار از پشت تريبون تبليغ شد، پنج نفر توسط چهار تاى ديگه سه بار پيغام دادن كه اگه می شه دو تا شو بهشون كادو كنم كه به يه نفر كه خود من باشم هديه كنن .
دنلود کلیپ 158 آقای هالو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s