آورده اند:

امام جمعه:
خوش بختانه ریيس جمهور ما در نيويورك به دنيا ثابت كرد كه ما به دنبال صلح در جهانيم و با هيچ كشوری در دنيا دشمنی و خصومتی نداريم و پيام ما به دنيا صلح و دوستی ست !
حضار :
مـــــــــــرگ بر آمـــــريكا!
مـــــــــرگ بر اسرائيل!
مـــــــــــرگ بر انگــليـــس!
هالو:
والا

1381736_394142864048587_173138506_n

میخ هالو

گفت فصل بهار ایران است
همه جا شور و شوق یاران است
بوی آزادی و دموکراسی
در همه کشور عطر افشان است
کفش پوشیده ساک می‌بندد
آن سیاسی که تو‌ی زندان است
خشکسالی اقتصادی رفت
دوره‌ی رونق فراوان است
دیگر این جاده انحرافی نیست
راد مردی به پشت فرمان است
دیو رفته فرشته آمده است
مژده یاران که مرد میدان است
او کلید تمام مشکل هاست
مرد دریاست، مرغ طوفان است
گفتمش بحث باد و طوفان نیست
فصل سرما نه وقت ایمان است
این همه دلخوش از کلید مباش
خانه از پای بست ویران است

شعر هالو فرو رود چون میخ
در زوایای مبهم تاریخ

 

دنلود کلیپ 163 افاضات آقای هالو

خواب خوش خیالی

در يك شب پر ماجرا در خواب ديدم

رفتم به جنگ ديو اوهام و خرافات

ديو پليدى ، ناكسى ، پستى ، جهالت

نامردمىها و جنايات و خلافات

تا پاك سازم عالم از ظلم و تباهى

ناپاكى و آلودگىها و كثافات

شايد شود دنيا ز فقر و مسكنت پاك

از جور و تبعيض نژادى صاف و صافات

جايش خوشى و خرّمى باز آفرينم

دنيا كنم از نسل اهريمن نظافات

دنيايى آكنده ز مهر و پارسايى

آن گه دهم تحويل نسلى با شرافات

تا ديدمش از دور ديو زشت خو را

آنى كشيدم برق شمشير از غلافات

نعره زدم : بر جاى خود باش اى تباهى

اهريمن پست كريه بد قيافات

آماده شو با هر چه دارى زور بازو

بهر نبردى بىامان، جنگ و مصافات

از نعرهام آشفت و او هم نعرهاى زد

فرياد من را كرد با دادى تلافات

و آن گاه تيغ تيز او بر مغزم آمد

بشكافت از فرق سرم را تا به نافات

پا را به دستم بست و دستم را به گردن

پرتم نمود آن گاه پشت كوه قافات

نزديك صبح از خواب با وحشت پريدم

ديدم شده آلوده شلوار و ملافات

تا مدتى حيران و گيج و منگ بودم

زين خواب آشفته هراسان و كلافات

تعريف كردم خواب خود را نزد پيرى

تا بشنوم تعبير آن را بىاضافات

گفت: اى پسر اينها همه خواب و خيال است

دارد هميشه خواب و بيدارى منافات

هر جا كه ديدى فقر و بدبختى ، فلاكت

ما بين خلق الله تبعيض و شكافات

خلقى گرسنه، عدهاى سير و شكم پر

خود را كن از هر گونه درگيرى معافات

آخر مگر ما پستهى مشكل گشاييم

آخر به ما چه جنگ و دعوا و مرافات

اين پند را بشنو: شتر ديدى نديدى

هر گاه ديدى مشكلاتى پر مكافات

حبش كن و بالا بينداز و فرو ده

يا آن كه استعمال كن همچون شيافات

محكم بزن بر طبل بيعارى چو هالو
دستت به روى چشم و سر زير لحافات

دنلود کلیپ 159 آقای هالو

چاپ دیوان

با هزار اميد و آرزو ، نهصد روز تموم، هشتصد تا كتابخونه رو زير پا گذاشتم و هفتصد تا ديوان شعر رو زير و رو كردم ، تا تونستم ششصد تا غزل سر هم كنم. بعد از پونصد دفه بازنويسى، دونه اى چهارصد تومن دادم تايپش كردن و سيصد تومن پول غلط گيرى تا بالاخره بعد دويست روز رفت ارشاد براى چاپ. بعد از صد و پنجاه روز دوندگى، صد و چهل تا از شعرها رو حذف كردن و صد و سى تا شو اصلاحى دادن و صد و بيست تاش گم شد تا بالاخره بعد صد و ده تا واسطه تراشيدن و صد تا پارتى جور كردن، بعد از نود روز هشتاد تاشو اجازه دادن كه هفتاد نسخه از روش چاپ بشه و شصت تومن قيمت بخوره . بعد از پنجاه روز كه چاپ شد ، چهل تاشو ناشر برداشت بابت هزينه ی چاپ و سى تاى ديگه شو داد به خودم و قول گرفت دونه اى بيست تومن بيشتر نفروشم. منم ده تا شو تو نه تا انجمن ادبى بردم كه دونه اى هشت تومن آب كنم . بعد از هفت جلسه كه هر دفه شش بار از پشت تريبون تبليغ شد، پنج نفر توسط چهار تاى ديگه سه بار پيغام دادن كه اگه می شه دو تا شو بهشون كادو كنم كه به يه نفر كه خود من باشم هديه كنن .
دنلود کلیپ 158 آقای هالو